مقام منتظران
پيامبر (ص) فرمودند : خوشا به حال شكيبايان در غيبت امام زمان (ع) ! خوشا به حال آنان كه پيوسته در راه راست امامان گام برمي دارند خداوند در كتاب خود ايشان را چنين توصيف فرموده است : الذين يومنون بالغيب(كساني هستند كه به غيب ايمان مي آورند). بحار الانوار به نقل از كفايه الاثر خزاز قمي
جايگاه انتظار
حضرت علي (ع) فرمودند : در انتظار فرج امام زمان (ع) باشيد و از رحمت خداوند نا اميد نشويد همانا محبوب ترين كارها در پيشگاه خداوند عزوجل انتظار فرج است . بحار الانوار به نقل از خصال شيخ صدوق
حضرت امام صادق (ع) فرمودند : هر پرچمي كه قبل از قيام امام قائم (ع) (براي نجات بشريت) بر افراشته شود صاحب آن پيشرو در گمراهي است و به جاي خداوند عزوجل عبادت ميشود . بحار الانوار به نقل از اصول كافي
آزمايش شيعيان
پيامبر (ص) فرمودند : حضرت مهدي (ع) از فرزندان من است كه خداوند سبحان به وسيله او شرق و غرب عالم را فتح مي كند او همان كسي است كه از ميان دوستان خود غايب مي شود بگونه اي كه بر اعتقاد به امامت او پايدار نمي ماند مگر كسي كه خداوند سبحان قلب او را براي ايمان آزمده باشد . يوم الخلاص به نقل از ينابيع الموده
حفظ دين در زمان غيبت
حضرت امام صادق (ع) فرمودند : كسي كه در زمان غيبت به دين خود چنگ بزند و آن را رها نكند مانند كسي است كه با كشيدن دست خود به دور شاخه پر خار گون خارهاي آن را بكند سپس امام با دست مباركشان اين حالت را نشان دادند و فرمودند كدام يك از شما با دست خود خارهاي گون را چنگ زده ايد ؟ پس از مدتي سر به زير انداختند و ساكت شدند سپس فرمودند همانا براي صاحب اين امر غيبتي است كه در هنگام غيبت او بنده خدا بايد تقواي الهي را مراعات كند و به دين خود چنگ بزند . بحار الانوار به نقل از غيبت نعماني
حضرت امام صادق (ع) فرمودند : به زودي زماني فرا مي رسد كه حق و باطل بر شما مشتبه مي شود و باقي مي مانيد بدون نشانه اي كه ظاهر باشد و امامي كه شما را هدايت كند از آن فتنه نجات پيدا نمي كند مگر كسي كه با دعاي غرق خدا را بخواند . ( يا الله يا رحمان يا رحيم يا مقلب القلوب ثبت قلبي علي دينك – اي خداوند اي بخشنده اي مهربان اي دگرگون كننده قلب ها دل مرا بر دين خودت استوار فرما ) بحار الانوار به نقل از كمال الدين شيخ صدوق
برزخ به معناي حائـل و حاجز است بين دو چيز عـالم بين دنـيا و آخرت از هـنگام مرگ تا روز قـيامت، و آن چه كه مـيان دو چـيز مخالف حائل باشد مانند" اعراف" كه ميان دوزخ و بهشت است در اصطلاح جغرافيا برزخ قـطعه زمين باريكي است ميان دو دريا كه دو قـطعه خشكي وسيع را بيكديگر اتصال بدهد ...
و اما...
" و پشت سرشان برزخي است تا روز رستاخيز" المومنون آيه 100
امام سجـاد (ع) در تـفـسير آيه فـوق مي فـرمايـد : آن بـرزخ هـمان گـور است و آنان در گور زندگي تنگ و سختي دارند . به خدا سوگند كه گور باغي از باغهاي بهشت است يا گودالي از گودالهاي دوزخ .
امام صادق (ع) مي فـرمايد : برزخ هـمان گور است و آن پاداش و كيفر در فاصله ميان دنيا و آخرت است .
همچنين مي فرمايند : ارواح مـومـنان در اتاق هـايي از بهـشت اسـت از غـذاي آنـجا مي خورند و از نوشيـدني هاي آن مي آشامـند . به ديـدار هم مي روند و مي گويند : پروردگارا ! قـيامت را برپا دار تا آنچه را به ما وعـده داده اي به كار بنـدي . و ارواح كافران در اتاق هايي درون آتش جا دارند از خوراك آن مي خـورند و از نوشيدني هاي آن مي نوشند . به ديدار هم مي روند و مي گويند : بار خـدايا ! قيامت را برپا مدار تا مبادا وعده اي را كه به ما داده اي اجرا كني .
" خدا او را از آسـيـب مـكري كه برايـش انديـشيـده بـودنـد نـگه داشت و عذاب ناگوار خاندان فرعون را در ميان گرفت . هرصبح و شام بر آتش عـرضه شوند و روزي كه قـيامت بر پا شود ندا دهـند كه خاندان فرعون را به سخت ترين عذاب ها در آوريد" المومنون آيات 45و46
به نام هستی بخش مطلق ![]()
مختصری از بیوگرافی پیامبر کنفوسیوس:
شش قرن پیش از میلاد مسیح پیامبر کنفوسیوس در چین ظاهرشد .که فلسفه و مکتب او بیش از دو هزار سال بر مردم چین استیلا داشت . او دقیقا همان کسی بود که افلاطون فیلسوفش می نامید چهار کار را هرگز انجام نمی داد : او هرگز حدس نمی زد، بر هیچ امر غیرمسلمی اصرار نمی کرد ، سرسختی نشان نمی داد و خودپرستی نمی کرد.
سخنانی عارفانه از پیامبر کنفوسیوس:
1- مرد هنگام خدمت به پدر و مادر باید با آنها به نرمی رفتار کند . اگر با آنها اختلاف عقیده داشته باشد و نتواند نظر آنها را تغییر دهد ، باید از آنها تمکین کند و نباید با آنها مخالفت کند . ممکن است ، دلسرد شود، اما نباید نسبت به آنها بی مهر شود .
2- هر کس از خدا روی بگرداند ، کسی را نخواهد داشت تا به او دعا کند .
3- انسان واقعی کسی است که شخصیتی اخلاقی داشته باشد . انسان واقعی همچنین حرمت عبادت را نگه می دارد و احترام پدر و مادر را حفظ می کند.
4- برای کشف رفتار درست همان قدر تلاش کنید ، که انسان پست تر برای کشف منفعت بیشتر کوشش می کند.
5- خانواده ات را مثل پختن یک ماهی کوچک اداره کن : بسیار آرام
6- برای نظم بخشیدن به دنیا ، باید اول ملت ها را نظم بخشید. برای نظم بخشیدن به ملت ها ، باید اول خانواده را تنظیم کرد. و برای نظم بخشیدن به خانواده ، باید اول زندگی شخصی خود را مرتب کنیم . باید اول دلمان را صاف کنیم .
7- کسی که بخواهد منافع دیگران را تامین کند ، منافع خود را از پیش تامین کرده است.
8- سکوت دوستی است که هرگز خیانت نمی کند .
9- شریف ترین انسان ها ، به خوبی های دیگران اهمیت می دهند و بدی هایشان را برجسته نمی کنند . افراد پست عکس این کار را می کنند.
10- نخواه که کارها را به سرعت انجام دهی . به دنبال منافع کوچک نباش . سریع انجام دادن کار باعث می شود که کار به درستی انجام نشود و چشم به منافع کوچک داشتن ، مانع از انجام کارهای بزرگ می شود.
11- از سه راه می توانیم خرد بیاموزیم :1) با تفکر و تعمق که اصیل ترین راه است 2) با تقلید که آسان ترین راه است 3) با تجربه که تلخترین راه است .
12- اگر به من بگویی فراموش خواهم کرد اگر به من نشان دهی به خاطر خواهم سپرد و اگر مرا درگیر کنی خواهم فهمید.
13- انسان متعالی کم سخن می گوید و بسیار عمل می کند.
14- از یک حکومت ستمکار باید بیشتر از یک ببر ترسید.
15- یادت باشد مهم نیست به کجا می روی کافی است قدم برداری، آنجا خواهی بود.
16- یک الماس حتی ترک دارش ، بهتر از یک سنگ ریزه بدون ترک است.
17- مرگ و زندگی از پیش مقرر شده اند . ثروت ها و افتخارها به دست خداست .
18- همه چیز زیباست ، اما همه کس این زیبایی ها را نمی بیند.
19- کسی که یاد می گیرد اما فکر نمی کند ، گم گشته است . و کسی که فکر می کند اما یاد نمی گیرد ، درمخاطره بزرگی است.
20- کسی که بیش ازاندازه حرف می زند مشکل بتواند حرف های خوبی بزند.
21- بهشت یعنی با خدا یکی شدن.
22- اگر با دو نفر راه بروم ، آنها معلمان من خواهند بود نکات مثبت یکی را پیدا می کنم و از آن تقلید می کنم ونکات منفی دیگری را پیدا می کنم و آنها را در خودم اصلاح می کنم.
23- اگر زندگی را نشناسیم ، چگونه می توانیم مرگ را بشناسیم.
24- اگر به ستارگان شلیک کنی و ماه را بزنی ، اشکالی ندارد . مهم این است که به چیزی شلیک کنی. بسیاری از مردم اصلا شلیک نمی کنند.
25- در کشوری که خوب اداره می شود فقر باعث شرمندگی است و در کشوری که بد اداره شود ، ثروت اسباب سرافکندگی است .
26- تا وقتی توقف نکرده اید مهم نیست که چقدر آهسته حرکت می کنید .
27- نفرت داشتن آسان است و دوست داشتن دشوار است .
28- زندگی واقعا ساده است ولی ما اصرار داریم آن را پیچیده کنیم .
29- هرگز با کسی که بهتر از خودت نیست دوستی مکن.
30- هر قدر هم تصور کنی سرت شلوغ است ، باید برای مطالعه ، و وانهادن خود به یک غفلت خود خواسته وقت بگذاری.
31- فقط احمق ترین وعاقل ترین انسان ها تغییر نمی کنند.
32- باور کن پیری چیز دلپذیری است . درست است آدم را با ملایمت از صحنه بیرون می کنند، اما بعد از آن جای راحتی ، در ردیف جلوی تماشاگران به آدم می دهند.
33- بزرگ ترین افتخار در این نیست که هرگز زمین نخوریم ، بلکه در برخاستن ، پس از هربار زمین خوردن است .
34- دانش واقعی هرکس دانستن میزان جهل اوست .
35- حرف حق بگو ، باخشم فریاد نزن، و اگر چیز کمی از تو خواستند بده ، با این سه قدم به خدایان خواهی رسید.
36- اگر می خواهی آینده را پیش بینی کنی ، گذشته را مطالعه کن .
37- انسان های باثبات ، مقاوم ، ساده وفروتن به فضیلت نزدیک ترند.
38- مقصد انسان متعالی ، رسیدن به حقیقت است .
39- انسان متعالی نگران محدودیت توانایی خویش است ، نگران نیست که مبادا دیگران توانایی های او را نشناسند .
40- انسان های برتر همواره به فضیلت فکر می کنند، وعوام به آسایش می اندیشند.
41- انسان متعالی می فهمد که چه چیز درست است و انسان پست می فهمد چه چیز بهتر به فروش می رسد.
42- اراده کردن برای برد ، خواستن موفقیت ، و اصرار برای رسیدن به حداکثر امکانات خود. اینها کلیدهایی هستند که در را به روی اعتلای فردی خواهند گشود.
43- زیاده روی به اندازه ی کم کاری اشتباه است .
44- دانش ، دانستن آن است که هیچ نمی دانی. این معنای دانش حقیقی است .
45- تماشا کردن و گوش کردن به مردمان شرور خود آغاز شرارت است .
46- انجام 5 کار در هر شرایطی نشانه فضیلت کامل است : وقار ، سخاوت روح ، صمیمیت ، درستکاری و مهربانی.
47- هرگاه مردمان فاضل تسلیم محدودیت ها شوند ، با تحمل ملال از خود انتقام می گیرند.
48- کاری را که نمی خواهی با تو بکنند ، با دیگران مکن.
49- هنگام فوران خشم به پیامد های آن فکر کن.
50- وقتی هدف به وضوح قابل دستیابی نیست ، هدف را جابجا کن نکن ، راه رسیدن به آن را تغییر بده .
51- کاری را که برای دیگران انجام می دهی با همان شوقی انجام بده که برای خودت انجام می دهی .
52- ممکن نیست کتابی را باز کنی و چیزی از آن یاد نگیری.
53- وقتی چیزی را می دانی به آن پایبند باش ، و وقتی چیزی را نمی دانی ، بدان که نمی دانی ، دانش یعنی همین .
به نام خالق کل کائنات![]()
سخنانی جاودانه از جبران خلیل جبران:
1- چقدر فرومایه ام من ، هنگامی که خدا به من طلا می دهد ، و من به او نقره می دهم ، با وجود این خود را سخاوتمند می انگارم.
2- سخاوت آن نیست که آنچه را که من بیش از تو به آن نیاز دارم به من ببخشی ، بلکه آن است که به من ببخشی آنچه را که بیش از من به آن نیاز داری.
3- کسی که دریافت می کند نگران نیست ، اما کسی که می بخشد ، بار دغدغه ای را به دوش می گیرد تا این بخشش از منظر عشقی برادرانه و یاری دوستانه باشد ، نه برای ارضای خود.
4- تو هنگامی که می بخشی به واقع کریمی ، و هنگام بخشش چهره ات را بگردان تا شرم را در نگاه آن که می گیرد نبینی.
5- شما آنگاه خوبید که از خویشتن خویش ببخشید.
6- سخاوت آن است که بیش از توان خویش ببخشی ، عزت نفس آن است که کمتر از نیاز خویش بگیری.
7- من سکوت را از آدم پرگو آموختم ، بردباری را از نابردبار و مهربانی را از نامهربان، اما عجیب است که قدردان این آموزگاران نیستم .
8- تعلیم و تربیت ، دانه را آبیاری می کند ، اما از پیش خود دانه ای به شما نمی دهد .
9- آموزگاری که در سایه معبد ، در میان شاگردان گام بر می دارد ، از فرزانگی خویش چیزی به آنها نمی دهد ، بلکه از ایمان خویش و از مهر خویش به آنها می بخشد .
10- در تعلیم و تربیت ، ذهن به تدریج از تجربیات علمی به نظریات عقلانی ، تجربه معنوی و سپس به سوی خدا رهسپار می شود .
11- دانش نور است ، گرمابخش زندگی ، و همه می توانند با جوینده آن سهیم شوند.
12- یادگیری تنها ثروتی است که چپاولگران نمی توانند غارتش کنند . تنها مرگ است که می تواند نور چراغ دانش تو را کم سو کند . ثروت حقیقی یک ملت ، در ذخیره طلا و نقره او نیست بلکه در توان یادگیری او ، در بصیرت او ، و در درستکاری فرزندان اوست .
13- شما به آنچه که گفته می آید باور می آورید. به ناگفته باور می آورید ، زیرا سکوت آدمی ، به حقیقت نزدیکتر است تا گفته هایش.
14- من نمی توانم سخن بگویم بنابراین به سکوت پناه بردم که تنها زبان دل آدمی است.
15- جایگاه انسانیت قلب خاموش اوست ، نه زبان وراجش.
16- درباره من هرچه می خواهی بگو ، فردا درباره تو قضاوت می کند ، و گفته های تو شاهدی است در حضور محکمه و گواهی است در پیشگاه عدالت .
17- حقیقت آدمها آن نیست که بر شما آشکار می کنند ، بلکه آن است که از آشکارکردنش بر شما عاجزند. بنابراین ، اگر می خواهید آنها را بشناسید ، به آنچه می گویند گوش ندهید ، بلکه به آنچه ناگفته می گذارند گوش بسپارید.
18- آنچه در ما اصل است خاموش است ، آنچه در ما اکتسابی است ، وراج است .
19- چیزی بزرگ تر و خالص تر از آنچه زبان اظهار می کند نیز وجود دارد . سکوت ، روح های ما را روشن می کند ، در گوش دل هامان نجوا می کند و آنها را با هم مانوس می سازد . سکوت ، از خود جدامان می کند ، ما را در سپهر جان گردش می دهد و به ملکوت نزدیک تر می سازد . سکوت ، این احساس را در ما برمی انگیزد که کالبد ما چیزی جز زندان روح ما نیست و دنیا ، صرفا تبعیدگاه جان است .
20- حراف ترین آدمها ، کم هوش ترین آدم هایند ، فرق بین سخنور و دلال حراج چندان زیاد نیست .
21- ما اغلب از فرداها قرض می کنیم تا وام خویش را به دیروزها بپردازیم.
22- روحم موعظه ام کرد و ترغیبم کرد با گفتن این جا ، آن جا و فلان جا ، به دور مکان حصار نکشم . پیش از آنکه روحم موعظه ام کند ، احساس می کردم هر جا قدم می گذارم ، از جاهای دیگر بسیار دور است . اکنون دریافته ام هر کجا که هستم ، همه جاها را در بردارد ، و مسافتی که می پیمایم ، در برگیرنده همه مسافت هاست .23- زیبایی بزرگ ، شیفته ام می سازد ، اما زیبایی بزرگتر آزادم می کند ، حتی از خودش .
24- زیبایی چیزی است که تو را به بخشیدن ، نه گرفتن ، ترغیب می کند . زیبایی پیوندی است بین شادی وغم . زیبایی ، تمامی آن چیزهای پنهان است که درکشان می کنی ، آن ناشناخته ها که می شناسیشان و آن خاموشانی که به آنها گوش می سپاری . زیبایی نیرویی است که از مقدس ترین مقدسات وجودت آغاز می شود و در جایی فراسوی رویاهایت پایان می پذیرد.
25- زیبایی در قلب کسی است که مشتاق آن است روشن تر می درخشد تا در چشمان کسی که آن را می بیند.
26- زیبایی ، هنگامی که بر سریر شکوه تکیه می زند ، خود را برما آشکار می کند ، اما ما به نام شهرت به او نزدیک می شویم ، تاج طهارتش را می رباییم ، و با شرارتمان جامه اش را می آلاییم.
27- هنر گامی است که از طبیعت به سوی لایتنها برداشته می شود .
28- هنر گامی است از شناخته ها به سوی ناشناخته ها .
29- هر شری چاره ای دارد مگر حماقت .
30- جوانی ، رویایی زیباست ، اما شیرین ترین گرفتار ملال کتاب ها می شود و بیداریش سخت و دشوار است
31- برخی از شما می گویید : شادمانی برتر از اندوه است . دیگران می گویند : نه اندوه برتر است .
اما من به شما می گویم که این دو از یکدیگر جدا نیستند . آنها با هم می آیند ، و هنگامی که یکی از آنها تنها با شما سر سفره تان می نشیند ، یادتان باشد که آن دیگری بر بسترتان خفته است .
32- روح غمگین هنگامی که با روحی شبیه خود متحد می شود ، تسکین می یابد ... دل هایی که به واسطه غم به هم گره می خورند ، در شوکت شادمانی از هم جدا نخواهند شد . عشقی که با اشک تطهیر شده است ، پاک و زیبا ، جاودانه می ماند.
33- ای دوست غمگین من ، اگر می توانستی ببینی که بخت بد که شکست تو در زندگیت بوده ، همان نیرویی است که قلب را روشن می کند ، روحت را از مغاک تمسخر بیرون می آورد و تا عرش احترام بالا می برد ، آنگاه رضا به داده می دادی و آن را میراثی می دانستی که تعلیمت می دهد و آگاهت می کند .
34- دوستی یک مسئولیتی شیرین است ، نه یک فرصت .
35- خوش بود که دردوستی غرضی در میان نباشد ، مگر ژرفا بخشیدن به روح .
36- دوستی با آدم نادان به اندازه بحث کردن با آدم مست ، احمقانه است.
37- یک بار مردی سر سفره ام نشست ، نانم را خورد و در حالی که به من می خندید ، رفت . بعدها دوباره برای نان پیدایش شد ، من طردش کردم و فرشتگان به من خندیدند.
38- آنها دیوانه ام می پندارند ، زیرا نمی خواهم روزهایم را به طلا بفروشم من آنها را دیوانه می انگارم زیرا گمان می کنند که روزهای من فروشی است .
39- بیچاره ترین آدم ها کسی است که رویاهای خویش را در پیکر زر و سیم تعبیر می کند .
40- آیا تو سوداگری ، کسی که از نیاز مردمان سود می جوید، کسی که کالاها را گرد خود جمع می کند تا با قیمتی گزاف دوباره بفروشد ؟ اگر چنین است ، پس مطرودی ، و فرقی نمی کند خانه ات قصری باشد یا زندانی.
41- اگر دانشت چیزی درباره ارزش اشیا وامور به تو نمی آموزد ، و تو را از اسارت ماده رهایی نمی بخشد ، پس هرگز به عرش حقیقت تقرب نمی جویی.
42- نیایش آواز قلب است که حتی در مخمصه شیون هزاران روح دیگر ، راه خود را تا عرش خداوند هموار می کند.
43- شما به وقت تنگدستی و احتیاج دعا می کنید ، ای کاش در شادمانی سرشارتان و درایام وفورتان نیز دعا می کردید .
44- به یاد داشته باشید ، یک آدم منصف ، شیطان را بیشتر ناراحت می کند تا یک میلیون معتقد نادان .
45- از آدم زورمدار ، یا مجرم ، یا وقیح ، یا گریزان از نیک نامی ، توقع اندرز مفید نداشته باشید. بدا به حال کسی که با مجرمی که برای نظر خواهی به نزدش آمده ، تبانی کند . زیرا همراهی با مجرم ، بدنامی و گوش سپردن به دروغ ، خیانت است.
45- مردی توانگر را دیدم که در کنار در معبد ایستاده و در حالی که دستان پر از سنگ های قیمتی اش را به سوی عابران دراز کرده بود ، فریاد می زد : رحم کنید ، این جواهرات را از من بگیرید ، زیرا آنها روح مرا بیمار کرده و قلبم را سنگی ساخته اند . به من کمک کنید ، آنها را بگیرید و سلامتی ام را بازگردانید.
46- کجاست عدالت حاکمیت ، هنگامی که قاتل را می کشد و سارق را زندانی می کند اما بر کشور همسایه اش می تازد و هزار هزار می کشد و غارت می کند ؟
47- همنوع بینوای من ، محرومیت موجب بلند نظری روح می گردد ، در حالی که ثروت از روی پلیدی آن پرده بر می گیرد . غم عواطف رارقیق می کند . و شادی دل مجروح را التیام می بخشد . اگر اندوه و ناداری را برچینند ، روح آدمی شبیه لوحی سپید خواهد شد که در آن جزنشانه های خود پرستی و آزمندی ، چیزی ثبت نشده است .
48- خوشا به حال مردم باصفا.
خوشا به حال آنان که از مال فارغند، زیرا که وارسته اند
خوشا به حال آنان که درد خویش را به یاد دارند ، و در آن سرمستی خویش را می جویند.
خوشا به حال آنان که گرسنه حقیقت و زیباییند . زیرا گرسنگیشان نان می آورد و تشنگیشان آب گوارا.
خوشا به حال آنان که مهربانند ، زیرا با همان مهربانی خویش تسلا می یابند.
خوشا به حال آنان که دلی پاک دارند ، زیرا با خدا یگانه می شوند .
خوشا به حال بخشایندگان ، زیرا بخشش را نصیب می برند.
خوشا به حال صلح دهندگان ، زیرا روحشان برفراز جنگ ساکن می شود ، و خو زمین بایر را گلستان می کنند.
49- دریغ بر ملتی که سیاستمدارش روباه است ، فیلسوفش شعبده باز ، و هنرش هنر وصله کاری وتقلید .
دریغ بر ملتی که فرزانگانش در اثر پیری گنگند و مردان شجاعش هنوز در گهواره .
دریغ بر ملتی که پاره پاره شده است ،و هر پاره ای خود را ملتی می داند.
دریغ بر ملتی که دم برنمی آورد ، مگر هنگامی که در تشیع جنازه گام برمی دارد، خود را نمی ستاید مگر در میان ویرانه هایش ، و عصیان نمی کند مگر هنگامی که گردنش در میان تبر و کنده قرار دارد.
دریغ بر ملتی که زومدار را همچون قهرمانی تشویق می کند ، و سلطه جوی پر ابهت را عطابخش می انگارد.
" اذا تتلي عليهم ايات الرحمان خروا سجدا و بكيا"
و چون آيات خداوند رحمان بر آنان تلاوت ميشد گريان به سجده مي افتادند
سوره مبارك مريم آيه 58
پيامبر خدا (ص) ميفرمايد : خوشا چهره اي كه خداوند به آن مينگرد در حالي كه از ترس خدا بر گناهي كه كرده مي گريد و جز او كسي از آن گناه آگاه نيست .
امام علي (ع) ميفرمايد : گريه چشمها و ترس دلها نشانه رحمت خداي بلند مرتبه است هرگاه اين دو را در خود يافتيد دعا كردن را غنيمت شمريد .
همچنين ميفرمايد : گريستن از ترس خدا دل را نوراني و از خو گرفتن به گناه مصون مي دارد .
امام سجاد (ع) ميفرمايد : هيچ قطره اي نزد خدا محبوب تر از اين دو قطره نيست : قطره خوني كه در راه خدا ريخته شود و قطره اشكي كه براي خدا در دل شب فرو افتد.
امام باقر (ع) ميفرمايد : روز رستاخيز همه چشم ها گريانند مگر سه چشم : چشمي كه در راه خدا شب را نخفته باشد و چشمي كه از ترس خدا گريان شده باشد و چشمي كه از محرمات خدا فروهشته باشد.
خشكيدگي چشم
امام علي (ع) ميفرمايد : چشمها نخشكيد مگر بر اثر سخت دلي و دلها سخت نشد مگر به سبب گناه زياد .
سرور و شادي
رسول خدا(ص) ميفرمايد : محبوب ترين اعمال نزد خدا سروري است كه به مومني رساني ؛ گرسنگي او را بزدايي و يا گرفتاري از او برداري .
امام صادق (ع) ميفرمايد : هر كه مومني را شاد كند آن شادي را به رسول خدا (ص) رسانيده و هر كه به پيغمبر(ص) شادي رسانده آن شادي را به خدا رسانيده و همچنين است كسي كه به مومني اندوهي رساند .
همچنين ميفرمايد : هر مسلماني كه به مسلماني بر خورد و او را شاد كند خداي عزوجل را شاد كرده است .
شادي به ناحق
امام علي (ع) ميفرمايد : شما را چه شده است كه براي رسيدن به اندك چيزي از دنيا شاد ميشويد و براي محروم شدن از بسياري از آخرت اندوهگين نمي شويد ؟؟؟

